تبليغاتX
دلسوختگان

شکرانه طاعت

 

بخوان! به شکرانه توحید. بخوان! به شکرانه این عید!

بخوان، به پاس سرافرازی‏ات در بندگی و خاکساری حضرت حق (جلّ جلاله)، بخوان:

اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبرِیآءِ وَ الْعَظَمَةِ، وَ اَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ،...

الهی، ای عظمت بی‏پایان وَ ای دارنده هر دو جهان! ای ذات بی‏مثال سخاوت! ای کمال بی‏زوال قدرت! ای بخشنده‏ترینی که معنای بخششی! و ای آمرزنده‏ای که پدید آورنده تقوایی!

أَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیدا؛

از تو می‏خواهیم به حق این روز مبارک، که برای دل‏های مؤمن، عید قرار داده‏ای: درود و سپاسمان را نثارِ پیامبر عشق و رحمت، حضرت ختمی مرتبت، مُحمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و اهل بیت طاهرینش علیهاالسلام نمایی!

الهی! در این روز مبارک، از تو می‏خواهیم که ما را در سایه امنیت چترِ نورانیّت محمد و آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم قرار دهی.

الهی! از تو می‏خواهیم که به پاداش طاعتمان، ما را از ترفندهای رنگارنگ اهریمن محفوظ بداری الهی! ما را عبادتی بیاموز که بتوانیم شُکر نعمت‏هایت را پاس بداریم.

الهی! ما را در ادامه این راه خطیر، راهنما باش و از فریب اهریمن قسم خورده دورمان بدار!

الهی! عبادت خاصّانت را به ما بیاموز؛ عبادتی که توأم با عشق توست، عشق!

الهی! به پاداش عبادتمان، به پاس روزه‏هایمان، ما را استقامت در راهی ببخش که راه انبیا و اولیای توست!

ما را در راهی هدایت فرما که رضایت تو و پیام‏آور راستین تو در آن است.

الهی! به بهروزی این عید که روز سرافرازی در امتحان تو بود، توانایی‏مان بخش، تا بار دیگر از عهده امتحان تو برآییم!

الهی! به پاس یک ماه برخورداری از نعمت‏های «ویژه‏ات» که مخصوص «ماه مبارک رمضان» است، چشم ما را هرچه زودتر به نعمت نهایی حضرتت ـ ظهور حضرت موعود عجل‌الله‌فرجه ـ روشن فرما!

الهی! یک ماه با میزبانیِ ویژه‏ات، امساک از گناه را به ما آموختی و نگاه ناسوتی‏مان را روشن از انوار لاهوتی خویش کردی؛ در حالی که کم‏تر قدر چنین نعمتی را می‏دانیم!

عید سعید فطر

رمضان سایه مهر از سرِ ما می‏گیرد  بال رأفت که فرو داشت، فرا می‏گیرد

چون نگیرد دلم از رفتن ماهِ شب قدر  که خدا سایه مهر از سرِ ما می‏گیرد

رمضان دار شفایی است که هر جان و دلی  داروی دردی از این دار شفا می‏گیرد

روزه با فطره، امان است و بَراتِ شب قدر  هر که شد در دو جهان کامروا می‏گیرد

... و ما امروز، ماه مبارک رمضان را در حالی بدرقه می‏کنیم که لب‏های خشکیده خود را با تسبیح نامت صفا داده‏ایم و با امیدی بیشتر، قدم در راه زندگی نهاده‏ایم؛ امیدی که با پالودگی از گناه، چون بذری، در دل ریشه می‏کند و در هوای رسیدن به غایتِ مُراد خویش.

الهی! ما را در ادامه این راه خطیر، راهنما باش و از فریب اهریمن قسم خورده دورمان بدار!

الهی! چشممان را به جمال دلارای مهر موعود عجل‌الله‌فرجه، در هم شکننده ظلمت و تاریکی، روشن کن، تا نماز عید را، با ایشان و در فضای عطرآگین ولایت، به جای آوریم!

نمازی که آکنده از روح اجابت باشد؛ آکنده از قنوت‏های سبز آرزومندی!

الهی! هر روزمان را در سایه آقا امام زمان عجل‌الله‌فرجه عید بگردان! عید!....

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

احساس انتظار!

انتظار

. . . ان الارض يرثها عبادى الصالحون (1)

اين زمين را، بندگان صالح، به ميراث مى‏برند

انتظار

×××

احساس انتظار، مثل احساس تشنگى است:

          احساس تشنگى، آدم را، به آب مى‏رساند، و احساس انتظار، انسان صاحب نظر آگاه دين باور حقيقت جوى را، به حجت‏بالغه الهى! . . .

انسان اسلام، بزرگ‏ترين اصل اجتماعى و پاك‏ترين نهاد سياسى دين را، اعتقاد و التزام به رهبرى «معصوم‏» مى‏داند .

رهبر جامعه انسان، هيچ كس نمى‏تواند بود، مگر «پيامبر» يا «امام‏» كه به طور مستقيم از سوى خدا و يا به امر حق و به دست پيامبر، تعيين شده باشد .

حقيقت دين، جز اين نيست و بلوغ انسانيت، جز از اين راه، مقدور نمى‏تواند شد . (2)

شيعه، نيز - با التزام و پايدارى بر اين اصل خدايى - در هيچ لحظه‏اى از تاريخ، هيچ «ظالم‏» و «روند ظالمانه‏اى‏» را تاييد و تصديق نكرده، و بر سر اين كار، «جان‏» خويش را - در همواره همه جا - بلا گردان «ايمان‏» خويش ساخته است! . . .

در آن حديث مشهور، هم، كه سخن از قيام حجت‏بالغه، به ميان مى‏آيد، تمامت ضربت تاكيد، بر سر «ستم ستيزى‏» است:

          يملاالله به الارض قسطا و عدلا، كما ملئت ظلما و جورا .

خداوند، اين زمين را - به دست او - از عدل و داد، سرشار مى‏سازد، همانطور كه از ظلم و جور سرريز شده باشد! . . .

تو گويى كه آنچه ديو آتشخواره «ظلم‏» ، بر سر آدميان خاك مى‏آورد، با هيچ داغ و زخم ديگرى، برابرى نتواند كرد، اصلا، همه دردهاى بشر كجا، و اين آتش جانسوز خانمان بر باد ده، كجا؟ ! (3) . . .

و دواى اين همه درد: «عدالت‏» !

از نگاه «شيعه‏» ، عدالت، اصل دين است:

          نخستين پيشواى او، در محراب، به گناه عدالت، به قتل مى‏رسد! !

و آخرين پيشوايش، براى اين كه به داد عدالت‏برسد قيام مى‏كند،

و آخرين حلقه، از مجموعه حلقات مبارزات حق و باطل را - كه از آغاز جهان، بر پاى بوده است - به سامان مى‏برد .

همه حرف «انتظار» ، همين است:

          سفرى دور و دراز، براى رسيدن .

با چشمان «آينده‏» ، تكليف «حال‏» را، روشن كردن .

در آستانه سقوط و ابتذال، ، دست انسان را گرفتن، و او را، تا درگاه نگاه خدا، بالا كشيدن و بر تحقق آرمان والاى همه انبيا و اوليا و مردان رزم آور راه حق، نظر داشتن! .

ودرآخرين رزم - پيروزمندانه - حيثيت عادلانه خاك را از نگاه‏بلند «بقية‏الله‏» به‏نظاره‏برخاستن . . . و اين، حرف كمى نيست! .

×××

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
www.leader.irدیروز تهران و ایران و جهان مبهوت بینات رهبر دانا و خردمند انقلاب شد تا بار دیگر فرزندی از نسل محمد جهان را بلرزاند. من در اینباره حرفی نمی زنم قضاوت در مورد مطالب دیروز را به شما واگذار میکنم تا ببینم آیا باز هم بعضی ها می خواهند خود را به کور و کری بزنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون

 

روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم  « عجل الله تعالی فرجه الشریف »  و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم .

 

   مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه  « سلام الله علیها » و در میان سیل اشک و اندوه عاشقان و دلسوختگانش  انجام شد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

بنام خدا

زیارت ائمه(ع)

 

بسم الله الرحمن الرحیم
« زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می طلبید و می گویید:

« أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟ »
به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما بوجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالا تر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه السلام می آیند.
بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس، کسی مادرش را به کول می گرفت و به حرم می برد. چیزهای عجیبی را می دید.
ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ما شاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده ای داشت و می بایستی مورد عمل جراحی قرار می گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیها السلام را در خواب دید که به وی فرمود:

« عده خوب می شود. احتیاج به عمل ندارد »! ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

همه زیارتنامه ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند :

« از بعضی گریه ها ناراحت هستم »!

یکی از بزرگان میگوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می خوانند که گویی شاهنامه می خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.
ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سید الشهداء گریه کرده ام.
حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمه الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:
« در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم واز عینک هم استفاده نکردم!
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

« در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: « کربلا بودم »

این جمله دو معنی دارد:
معنی اول اینکه حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
پس از سید محمد حسین فضل الله ؛
نفي شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) توسط يک روحانی عراقی مقیم اردن !
"حسين المؤيد" روحانی عراقی كه حدود دو سال است در كشور اردن اقامت دارد، اخيرا با صدور فتوايي منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در اثر شكسته شدن پهلو شد.

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از شيعه آنلاين،‌ اين روحانی درباره فتواي خود گفت: بنده برخلاف  سيد محمدحسين فضل الله كه داستان شكستن پهلوي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را مورد شك و ترديد قرار داده بود و مي‌گفت، من اين حادثه را نه تصديق و نه تكذيب مي‌كنم، بايد بگويم بنده اين داستان را كاملاً رد مي‌كنم چون دلايل و قرائن منطقي نشان مي‌دهد كه اين حادثه درست نبوده و آنچه در تاريخ اسلامي و روايات ذكر شده نمايانگر اين است كه ايشان در اثر بيماري درگذشته است.

اين روحانی عراقي در ادامه شيعيان كشورمان را مورد اهانت قرار داد و افزود:‌ البته اين اقدام بنده خشم شيعيان صفوى وابسته به ايران را برانگيخه است، اما واكنش روحانيون شيعه با فرهنگ كه از علم و دانش خوبى برخوردار هستند، در مورد اين شيوه من نسبتا خوب است و به اين فتواها عمل مى‌كنند، تا جايي كه به دنبال صدور فتواى جديدم مبنى بر جايز نشمردن برگزارى مراسم عاشورا، برخى از آنها از رفتن به اين مراسم خود‌دارى كردند.

گفتني است سيد محمدحسين فضل الله،  چند سال پيش در فتوايي مشابه اعلام كرده بود كه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در اثر شكسته شدن پهلو را نه تصديق مي‌كند و نه تكذيب !!

لازم به ياد آوري است وي چند هفته پيش در اقدامي بي‌سابقه اعلام كرد كه حاضر است به سؤالات شرعي اهل سنت بر اساس مذهبشان پاسخ دهد و براي آنان فتوا صادر كند.
 
وي گفته بود:‌ بنده خودم را يك مرجع تقليد شيعي نمي‌دانم بلكه يك مرجع تقليد اسلامي هستم از همين رو حاضرم براي برادران اهل سنت نيز فتوا صادر كنم و به سؤالات شرعي آنان پاسخ دهم. با اين كار مي‌توانيم به تقريب بين مذاهب اسلامي نيز كمك كنيم. بنده با اين كار قصد دارد فرهنگ را نيز اصلاح كنم.
 
این روحانی ساکن کشور اردن می افزاید:  حتي زنان  كه مراحل علوم ديني را مي‌گذرانند مي‌توانند به درجه اجتهاد رسيده و فتوا صادر كنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

توحید در نگاه وهابیون

از دیدگاه محمد بن عبدالوهاب و پیروان او، توحید بر دو بخش است: توحید ربوبیّت و توحید الوهیّت.

منظور اینان از توحید ربوبیّت؛ اعتقاد به یکتایی خداوند در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان است.

و منظورشان از توحید الوهیّت، چیزی است که آن را توحید در عبادت خداوند معرفی می‌نمایند. از نگاه وهابیان، توحیدی که در برابر شرک قرار می‌گیرد ترکیبی از هر دو بخش است. بنابراین، امکان دارد کسی به یگانگی خداوند متعال در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان معتقد باشد، اما کاملاً «مشرک» باشد! بدین معنا که غیر خداوند یکتا را مورد «عبادت» قرار دهد.

وهابیان از «عبادت»، تفسیر وسیعی ارائه می‌دهند و آن را شامل هرگونه تعظیم و تقدیس می‌پندارند. از این رو، معتقدند که مسلمانان با تقدیس برخی چیزها یا مکان‎ها، و حتی تعظیم قبور پیامبر و ائمه، در واقع آنان را عبادت می‌کنند. از نگاه اینان هرگونه توسل به اولیاء و عرض حاجت در نزد قبور آنان از مصادیق کفر است!

اینان عبادت را علاوه بر اسلام و ایمان و احسان؛ شامل دعا، بیم، امید، توکل، رغبت، هراس، خشوع، خشیت، انابه، کمک گرفتن، استعاذه، استغاثه، ذبح و نذر می‌دانند. طبیعی است که چنین تفسیر وسیع و بی‌پایه‌ای از عبادت، بسیاری از یکتاپرستان و مسلمانان جهان را در جرگه مشرکان وارد می‌کند! و این تفکر خطرناکی است که متأسفانه وهابیان بی‌باکانه بدان پای‌بند هستند!

وهابیان از «عبادت»، تفسیر وسیعی ارائه می‌دهند و آن را شامل هرگونه تعظیم و تقدیس می‌پندارند. از این رو، معتقدند که مسلمانان با تقدیس برخی چیزها یا مکان‎ها، و حتی تعظیم قبور پیامبر و ائمه، در واقع آنان را عبادت می‌کنند. از نگاه اینان هرگونه توسل به اولیاء و عرض حاجت در نزد قبور آنان از مصادیق کفر است!

دیدگاه محمد بن عبدالوهاب درباره توحید در یکی از رسائل او به نام «القواعد الأربعة» آمده است. او در این رساله مختصر، با استناد به ظواهر برخی آیات و روایات، برای توحید، چهار رکن ذکر نموده، که در واقع ارکان وهابیت است:

1- کافران زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) به این که خداوند خالق و مدبّر جهان است اقرار داشتند ولی این اقرار، باعث مسلمان شدن ایشان نمی‎شد.

2- کافران عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌گفتند که برای نزدیک شدن به خداوند و طلب شفاعت، بت‎ها را می‌خوانیم.

3- پیامبر(صلی الله علیه و آله) در میان کسانی ظهور فرمود که از حیث عبادت متفاوت بودند؛ برخی فرشتگان، برخی پیامبران و صالحان، بعضی درختان و سنگ‎ها، و عده‎ای خورشید و ماه را می‌پرستیدند، اما پیامبر با همه آنان جهاد فرمود و میان آنان فرقی نگذاشت.

4- مشرکان زمان ما از مشرکان زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) مشرک‌تراند! چرا که مشرکان زمان پیامبر تنها به هنگام آسایش شرک می‌ورزیدند و به هنگام دشواری، مخلص می‌شدند، اما مشرکان زمان ما، هم به هنگام آسایش و هم به هنگام دشواری مشرک‌اند! (2)

وی در رساله دیگرش به نام «کشف الشبهات» نیز بر این دیدگاه افراطی پای فشرده، و بیش از 24 بار مسلمانان غیر وهابی را مشرک، و بیش از 25 مرتبه آنان را کافر، بت‌پرست، مرتد، منافق و شیطان خوانده است! این دیدگاه عجیب تقریباً در همه منابع وهابی به چشم می‌خورد. از این رو، برخی چون سیّد محسن امین عاملی و سیّد مرتضی عسکری وهابیان را به «خوارج» تشبیه، و دیدگاه‎های اینان را به تفصیل با دیدگاه‎های آنان مقایسه و تطبیق داده‎‌اند.

جای شگفتی دارد که محمّد بن عبدالوهاب با وجود اهمیتی که برای مسأله توحید قائل بود؛ و مسلمانان، علی الخصوص شیعیان را مشرک می‎نامید! خدا را جسم می‌انگاشت، و باور داشت که نشستن خدا بر عرش و نزول او به آسمان دنیا و ثبوت دست و صورت و جهت برای او حقیقی است!
جای شگفتی دارد که محمّد بن عبدالوهاب با وجود اهمیتی که برای مسأله توحید قائل بود؛ و مسلمانان، علی الخصوص شیعیان را مشرک می‎نامید! خدا را جسم می‌انگاشت، و باور داشت که نشستن خدا بر عرش و نزول او به آسمان دنیا و ثبوت دست و صورت و جهت برای او حقیقی است!

اقسام توحید در تفکر شیعه

توحید مهمترین مسئله در ادیان الهی است و اساسی‎ترین وظیفه پیامبران نیز اینست که انسانها را به سمت یکتاپرستی و توحید رهنمون باشند. توحید اقسام مختلفی دارد که در مورد هر یک توضیح اجمالی می‎دهیم.

الف – توحید ذاتی: یعنی خدا یکی است و نظیر و مانند ندارد. یگانه است و به ذات او ترکیب راه ندارد.

ب- توحید در صفات: خداوند دارای دوگونه صفات است؛ صفات ذات و صفات فعل. صفات ذات خدا، عین ذات اوست و دوگانگی بین او و صفات ذاتش وجود ندارد. مانند: علم و قدرت . و صفات فعل به کارهای خدا برمی‎گردد؛ مانند خالقیت، رازقیت و امثال آن.

ج- توحید در خالقیت: به این معنا که آفریدگار و خالق هستی یکی است و جز او خالقی وجود ندارد و علل و اسبابی هم که در جهان تاثیر دارند از سوی خداست.

د- توحید در تدبیر: یعنی کارگردان جهان خداست. اوست که انسان و جهان را آفرید و تدبیر و سرپرستی هستی را به عهده گرفت. اکثر مشرکان اعتراف داشتند که خالق اصلی خداوند است، ولیکن می‎گفتند خداوند وقتی موجودات را آفرید تدبیر آنها را به ملائکه، اجنه و ارواح واگذار کرد. پس آنها دنیا را اداره می‎کنند. توحید در تدبیر یعنی انسان تدبیر امور را نیز از خدا بداند.

ه – توحید در عبادت: منظور از این نوع توحید آن است که عبادت و پرستش، منحصر خداوند است و بر این اصل همه مسلمانان اتفاق نظر دارند.(3)

و – توحید در تقنین و تشریع: یعنی حکم و قانونگذاری را خاص خدا بدانیم مگر این که خداوند آن را به فردی واگذار کرده باشد.

ز – توحید در ولایت و حاکمیت: یعنی سرپرستی و ولایت جامعه مخصوص خداوند است.

ح – توحید در اطاعت: یعنی اطاعت مخصوص خداوند است و از هیچ انسانی اطاعت کردن جایز نیست، مگر این که خداوند به اطاعت کردن از او فرمان دهد، مانند رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم‎السلام) .(4)

 

وهابیت در قسم توحید در عبادت، به دیگر مسلمانان علی الخصوص شیعه، شبهه وارد کرده است که شیعیان، پیامبر و ائمه اطهار(علیهم‎السلام) را می‎پرستند؛ در مقاله بعدی به این شبهه پاسخ می‎دهیم.


پی‎نوشت‎ها:

1- ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام، دارالکتب العربی .

2- محمد بن عبدالوهاب، القواعد الأربعة، رئاسة ادارات البحوث العلمیة و الافتاء و الدعوة و الإرشاد بالمملکة العربیة السعودیة .

3- وهابیت، مبانی فکری و کارنامه عملی، جعفر سبحانی، ص 53.

4- تبیین باورهای شیعی، ج 1، سید حسن طاهری خرم آبادی، ص 42 .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آيينه پاکي است. زهرا زلال کوثر است. اي هميشه جاري! اي بهار کوتاه! اي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانم که معنويت رشته هاي چادرت دست نياز مي آويزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه مي زند.

 برهوت اين دنياي خاکي شايان ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت.

تو که در آيينه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غريبانه زيستي و در وداع شبانه ات با پهلويي شکسته، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

سلام بر خاتم پیامبران حضرت محمد (ص) و فرزندان پاک و مطهرش. سلام بر شما همراهان و یاوران محفل ساده و بی ریای دلسوختگان آل الله. تا امروز مسیر دلسوختگان اثبات ولایت ائمه هدی و گرامیداشت یاد و راهشان بود. اما از امروز ودر زمستان سال نو آوری و شکوفایی بر آن شدم تا برائت ازدشمنان این خاندان پاک را به شکل واضح و آشکارا در محفل دلسوختگان نشان دهم. امیدوارم در راه شادی دل مادر بی مزارمان و سلطان عشقم مهدی موعود (عج) مقبول افتد.از شما دوست عزیز خواهشمندم به دقت مطالب را مرور کرده و این روایات معتبر را به هر شکل که برایتان مقدور است در اختیار دیگران قرار دهید. نظرات شما دلگرمی من برای ادامه ی راه است.

 

در روایتی ار حضرت رسول اکرم(ص) آمده که ایشان در جمع اصحاب خود فرمودند :

هیچ کس طعم ایمان را نمی چشد گرچه نماز و روزه اش زیاد باشد تا اینکه در راه خدا دوستی کند و در راه خدا دشمنی نماید.راوی عرض کرد : ای رسول خدا چگونه بفهمم که من در راه خدا دوستی و دشمنی کرده ام.

رسول خدا اشاره به آقا امیرالمومنین (ع) کرد و فرمود :

دوست او دوست خداست و دشمن او ئشمن خداست . با دشمن او دشمن باش اگرچه پدر یا فرزندت باشد و دوست او را دوست داشته باش اگرچه قاتل پدر و فرزندت باشد.

بحار الانوار 40/11 و41

 

امام صادق (ع) فرمودند:

بیزاری از کسانی که برای آتش زدن در خانه حضرت زهرا (س) همت گماردند واجب است.

امام صادق (ع) فرمودند:

هر کس در کفر دشمنان ما اهل بیت و کسانی که به ما ظلم کرده اند شک کند کافر است.

امام صادق (ع) فرمودند:

ما طائفه ی بنی هاشم به کوچک و بزرگمان امر می کنیم که آن دو نفر ( اولی و دومی )را فحش و دشنام دهند و ازآنها بیزاری جویند .

رجال کشی -صفحه 180

 

رسول خدا (ص) فرمودند :

هر کس از لعن نمودن کسی که خدا او را لعنت نموده خودداری کند لعنت خدا بر او باد.

بحارالانوار ج2-ص202

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

قاتل واقعی امام حسین علیه السلام

 

فَلْینْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ

انسان باید به غذای خویش بنگرد! «عبس/24»

راز قتل امام حسین علیه السلام در کریمه یاد شده نهفته است!

خواهید پرسید چرا و چگونه؟

پاسخ را با یک سوال آغاز می کنیم:

چرا خداوند متعال خطاب به ابنای بشر می فرماید: انسان باید به غذای خویش بنگرد؟

در این نگریستن چه رازی نهفته است که حضرت باری تعالی در خطابی امر گونه و به تعبیر اهل اجتهاد نزدیک به وجوب انسان را بدان فرا می خواند؟

ممکن است بگویید غایت خداوند در شریفه یاد شده این است که انسان را به تامل در نحوه پیدایش و چگونگی آفرینش غذا فرا خواند.

ونیز ممکن است همچون اهل طب ظاهر آیه را گرفته بگویید:

نگاه به غذا در حین تناول طعام، موجب ترشح غدّه های بزاقی در سطح دهان و معده شده در نتیجه انسان مبتلا به سوء هاضمه نمی‎شود چنانکه یافته ای پزشکی نیز موید این مدعاست.

 با نگاهی ژرفتر می توان باطن آیه را کاوید و گفت:

طعام کنایه از دانش است و آدمی باید به دانش خود بنگرد و ببیند علمش را وامدار چه کسی است و از که می ستاند.

همه آنچه گفته شد البته در جای خود درست است و قابل اعتنا؛ اما برداشت دیگری نیز وجود دارد که به جهاتی اندکی درستتر می نماید.آن برداشت سوم این است که انسان آنگاه که بر سفره طعام می نشیند می بایست کمی اندیشه کند و بنگرد این غذایی که بر سر سفره گذاشته اند آیا حلال است یا حرام؟

 

اکنون به پاسخ سوال ابتدایی خود تا حد زیادی نزدیک شدیم. با نگاهی به خطبه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، به خود حق می دهیم که بگوییم: غذای حرام و حتی شبهه ناک بود که امام حسین علیه السلام را کشت.

آری! این ادعا به هیچ روی گزاف نیست چه آنکه در روز عاشورا پس از آن که هر دو سپاه آماده پیکار شدند عمر سعد دستور داد تا لشکریانش پرچمهای خود را برافرازند و بر طبل جنگ بکوبند.

سید الشهدا با دیدن این صحنه از خیمه گاه بیرون آمد و در برابر صفوف دشمن ایستاد؛ آنگاه به قصد موعظه از ایشان خواست تا سکوت اختیار کنند و به سخنان وی گوش فرا دهند؛ ولی آنها با همهمه و هلهله نگذاشتند که صدای امام به لشکریان برسد.

حضرت ناگزیر خطاب به ایشان فرمود : "ویلکم ما علیکم أن تنصتوا إلی فتسمعوا قولی...؛ وای بر شما! چرا گوش فرا نمی دهید تا سخنم را بشنوید که هر کس از من پیروی کند نیکبخت است و هر کس راه عصیان پوید بی شک در جرگه هلاک شدگان فرو خواهد افتاد. و شما که به گفتارم گوش فرا نمی دهید البته عصیانگری بیش نیستید.

در اثر هدایای حرامی که دریافته اید و در نتیجه غذاهای حرام و لقمه های غیرمشروعی که شکم های خود را از آن  انباشته اید، اینگونه خداوند  بر دل های شما مهر زده است. وای بر شما! ...

 

آری! اگر نبود "ملئت بطونهم من الحرام" چه کسی این گستاخی را داشت که جگر گوشه پیامبر(ص) را سر بریده آنگاه بر فراز نیزه ها در هر کوی برزن بچرخاند و پیوسته هتک حرمت کند؟!


دین و اندیشه

ابوالقاسم شکوری

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 6:17 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

سلام به همه ی دوستان و همراهان احمد باقری قوام آبادی و مهمانان محفل با صفای

دلسوختگان حریم الهی.  فرا رسیدن میلاد بانوی کرامت حضرت معصومه (س) خورشید بلند آسمان قم را به تک تک مهمانان و همراهان دلسوختگان تبریک و شاد باش عرض می نمایم.خبری خوشی که به یمن میلاد بانو از آن مطلع شدم این است که وبلاگ دلسوختگان به دلیل داشتن همراهان با صفایی چون شما در جشنواره ی پرسش مهر امسال به عنوان برگزیده ی کشوری انتخاب گردید. از همه شما عزیزان که نظرات زیبا و سازندیتان یاری دهنده ی دلسوختگان ومن حقیر بود تشکر می نمایم. توفیق روز افزون شما و دلسوختگان را از در گاه ائمه هدی خواستارم .

ارادتمند دلسوختگان آل الله

احمد باقری قوام آبادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

بانوى كرامت

كوير براى حضورت نورانى مى شود وپنجره هابه شوق رويت، نيمه شبى رابه سوى خورشيد باز نمى شوند . كوچه پس كوچه هاى قم به يمن حضورت نورانى مى شوند و سروهاى آزاد به احترامت قيام مى كنند.

آرام آرام، بر پهنه كوير حضور پرولايت شكوفه مى دهد ; غربت به يمن غريب معنامى يابد.

دلم مى خواهد برايتان از بانويى سخن بگويم كه خيال سبزتان نيمه شبى بر اقامه سبزش سلام مى دهدو در آينه حرمش چهره آرايد.

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه همانند زينب (س) كه براى قيام قربانى داد و خورشيد عاشورا را با صبرش تعريف كرد، او هم با قدمهاى پرحياتش، به سرزمين كويرى قم حيات بخشيد ودر رگ ايرانيان خون حمايت از ولايت را جارى ساخت.

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه به يمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى .

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه بارگاه زيبايش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بيتوته مى كنند. به نيابت از شيعه در نيمه شب هاى كويرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سايند و براى ظهور گل نرگس دعا مى كنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.

معصومه …

معصومه تفسير معصوميت است كه روزگارى در مدينه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت .

معصومه نگاه سبزى است كه از معصوميت سرچشمه مى گيرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسيدن .

معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زينب هم سفرشدن .

معصومه فلسفه شيدايى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگين ايران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد .

معصومه ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است .

معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهايى است، معصومه فانى فى الله است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 6:44 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

بسمه تعالی

سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

تسلیت باد

 

زندگانی حضرت امام صادق ( ع )

امام صادق ( ع )
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه ) در روز 17
ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود .
پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی 
بکر مي باشد.
کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است .
حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت
اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش
خوشه چينی کرده است .
پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد
باقر ( ع ) زندگی  کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و
پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ
فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد .
بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار
مي باشد ، بهره مندی  از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد
ذاتی و شم علمی  و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود
بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد .
پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين
مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت
محمدی ( ص ) گرديد .
زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی 
اميه ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد -
مروان حمار ) که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم
( ع ) را فراهم مي کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در
زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر
امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در
ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .


عصر امام صادق ( ع )
عصر امام صادق ( ع ) يکی از طوفاني ترين ادوار تاريخ اسلام است که از يک سو
اغتشاشها و انقلابهای پياپی  گروههای مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين
( ع ) رخ مي داد ، که انقلاب "ابو سلمه " در کوفه و "ابو مسلم " در خراسان و ايران
از مهمترين آنها بوده است . و همين انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی اميه را
برانداخت و مردم را از يوغ ستم و بيدادشان رها ساخت . ليکن سرانجام بنی عباس
با تردستی و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب
کردند . دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی اميه به بنی عباس طوفاني ترين و پر
هرج و مرج ترين دورانی بود که زندگی امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود .
و از ديگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ايده ئولوژيها و عصر تضاد
افکار فلسفی و کلامی مختلف بود ، که از برخورد ملتهای اسلام با مردم کشورهای فتح
شده و نيز روابط مراکز اسلامی با دنيای خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز
شور و هيجانی برای فهميدن و پژوهش پديد آورده بود .
عصری که کوچکترين کم کاری يا عدم بيداری و تحرک پاسدار راستين اسلام ، يعنی 
امام ( ع ) ، موجب نابودی  دين و پوسيدگی تعليمات حيات بخش اسلام ، هم از درون
و هم از بيرون مي شد .
اينجا بود که امام ( ع ) دشواری فراوان در پيش و مسؤوليت عظيم بر دوش
داشت . پيشوای ششم در گير و دار چنين بحرانی مي بايست از يک سو به فکر نجات
افکار توده مسلمان از الحاد و بي دينی و کفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف
اسلامی از مسير راستين باشد ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين به وسيله
خلفای وقت جلوگيری کند .
علاوه بر اين ، با نقشه ای  دقيق و ماهرانه ، شيعه را از اضمحلال و نابودی 
برهاند ، شيعه ای که در خفقان و شکنجه حکومت پيشين ، آخرين رمقها را مي گذراند ،
و آخرين نفرات خويش را قربانی مي داد ، و رجال و مردان با ارزش شيعه يا مخفی 
بودند ، و يا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و
جرأت ابراز شخصيت نداشتند ، حکومت جديد هم در کشتار و بي عدالتی دست کمی از
آنها نداشت و وضع به حدی  خفقان آور و ناگوار و خطرناک بود که همگی ياران امام
( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانکه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ
بودند .
"جابر جعفي " يکی  از ياران ويژه امام است که از طرف آن حضرت برای انجام
دادن امری به سوی کوفه مي رفت . در بين راه قاصد تيز پای امام به او رسيد و
گفت : امام ( ع ) مي گويد : خودت را به ديوانگی بزن ، همين دستور او را از مرگ
نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خليفه داشت از قتلش
به خاطر ديوانگی منصرف شد .
جابر جعفی که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نيز مي باشد مي گويد : امام باقر
( ع ) هفتاد هزار بيت حديث به من آموخت که به کسی نگفتم و نخواهم گفت ...
او روزی به حضرت عرض کرد مطالبی از اسرار به من گفته ای که سينه ام تاب
تحمل آن را ندارد و محرمی ندارم تا به او بگويم و نزديک است ديوانه شوم .
امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهی بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در
خلوت چاه بگو : حدثنی  محمد بن علی بکذا وکذا ... ، ( يعنی امام باقر ( ع ) به
من فلان مطلب را گفت ، يا روايت کرد ) .
آری ، شيعه مي رفت که نابود شود ، يعنی اسلام راستين به رنگ خلفا درآيد ، و
به صورت اسلام بنی اميه ای يا بنی عباسی خودنمايی کند .
در چنين شرايط دشواری ، امام دامن همت به کمر زد و به احيا و بازسازی 
معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظيمی به وجود آورد که محصول و بازده آن ،
چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و ... ) در رشته های 
گوناگون علوم بودند ، و اينان در سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز پخش شدند .
هر يک از اينان از طرفی  خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام
است و پاسدار ميراث دينی  و علمی و نگهدارنده تشيع راستين بودند ، و از طرف
ديگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی و ويرانگر در ميان مسلمانان نيز بودند .
تأسيس چنين مکتب فکری  و اين سان نوسازی و احياگری تعليمات اسلامی ، سبب
شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئيس مذهب جعفری ( تشيع ) مشهور گردد .
ليکن طولی نکشيد که بنی عباس پس از تحکيم پايه های حکومت و نفوذ خود ،
همان شيوه ستم و فشار بنی اميه را پيش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را
ربودند .
امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی نستوه و خستگي ناپذير و انقلابيی بنيادی در
ميدان فکر و عمل بوده ، کاری که امام حسين ( ع ) به صورت قيام خونين انجام
داد ، وی قيام خود را در لباس تدريس و تأسيس مکتب و انسان سازی انجام داد و
جهادی راستين کرد .


جنبش علمي
اختلافات سياسی بين امويان و عباسيان و تقسيم شدن اسلام به فرقه های مختلف
و ظهور عقايد مادی و نفوذ فلسفه يونان در کشورهای اسلامی ، موجب پيدايش يک
نهضت علمی گرديد . نهضتی که پايه های آن بر حقايق مسلم استوار بود . چنين نهضتی 
لازم بود ، تا هم حقايق دينی را از ميان خرافات و موهومات و احاديث جعلی بيرون
کشد و هم در برابر زنديقها و ماديها با نيروی منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و
آرای سست آنها را محکوم سازد . گفتگوهای علمی و مناظرات آن حضرت با افراد
دهری و مادی مانند "ابن ابی العوجاء" و "ابو شاکر ديصاني " و حتی "ابن مقفع "
معروف است .
به وجود آمدن چنين نهضت علمی در محيط آشفته و تاريک آن عصر ، کار هر کسی 
نبود ، فقط کسی شايسته اين مقام بزرگ بود که مأموريت الهی داشته باشد و از
جانب خداوند پشتيبانی  شود ، تا بتواند به نيروی الهام و پاکی نفس و تقوا وجود
خود را به مبدأ غيب ارتباطدهد ، حقايق علمی را از دريای بيکران علم الهی به
دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقيقت قرار دهد .
تنها وجود گرامی  حضرت صادق ( ع ) مي توانست چنين مقامی داشته باشد ، تنها
امام صادق ( ع ) بود که با کناره گيری از سياست و جنجالهای سياسی از آغاز امامت
در نشر معارف اسلام و گسترش قوانين و احاديث راستين دين مبين و تبليغ احکام و
تعليم و تربيت مسلمانان کمر همت بر ميان بست .
زمان امام صادق ( ع ) در حقيقت عصر طلايی دانش و ترويج احکام و تربيت
شاگردانی بود که هر يک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند و در
"خودشناسي " و "خداشناسي " مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدايت مردم
کوشيدند .
در همين دوران درخشان - در برابر فلسفه يونان - کلام و حکمت اسلامی رشد کرد
و فلاسفه و حکمای بزرگی در اسلام پرورش يافتند .
همزمان با نهضت علمی و پيشرفت دانش بوسيله حضرت صادق ( ع ) در مدينه ،
منصور خليفه عباسی که از راه کينه و حسد ، به فکر ايجاد مکتب ديگری افتاد که هم
بتواند در برابر مکتب جعفری  استقلال علمی داشته باشد و هم مردم را سرگرم نمايد و
از خوشه چينی از محضر امام ( ع ) بازدارد . بدين جهت منصور مدرسه ای در محله
"کرخ " بغداد تأسيس نمود .
منصور در اين مدرسه از وجود ابو حنيفه در مسائل فقهی استفاده نمود و کتب
علمی و فلسفی را هم دستور داد از هند و يونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نيز
مالک را - که رئيس فرقه مالکی است - بر مسند فقه نشاند ، ولی اين مکتبها
نتوانستند وظيفه ارشاد خود را چنانکه بايد انجام دهند .
امام صادق ( ع ) مسائل فقهی و علمی و کلامی را که پراکنده بود ، به صورت
منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زيادی تربيت فرمود که باعث
گسترش معارف اسلامی  در جهان گرديد . دانش گستری امام ( ع ) در رشته های مختلف
فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبيعی و ... آغاز شد . فقه جعفری همان فقه محمدی يا
دستورهای دينی است که از سوی خدا به پيغمبر بزرگوارش از طريق قرآن و وحی رسيده
است . بر خلاف ساير فرقه ها که بر مبنای عقيده و رأی و نظر خود مطالبی را کم يا
زياد مي کردند ، فقه جعفری  توضيح و بيان همان اصول و فروعی بود که در مکتب اسلام
از آغاز مطرح بوده است . ابو حنيفه رئيس فرقه حنفی درباره امام صادق ( ع )
گفت : من فقيه تر از جعفرالصادق کسی را نديده ام و نمي شناسم .
فتوای بزرگترين فقيه جهان تسنن شيخ محمد شلتوت رئيس دانشگاه الازهر مصر که
با کمال صراحت عمل به فقه جعفری را مانند مذاهب ديگر اهل سنت جايز دانست -
در روزگار ما - خود اعترافی  است بر استواری فقه جعفری و حتی برتری آن بر مذاهب
ديگر . و اينها نتيجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است .
در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) هميشه با اصحاب و حتی کسانی که از
دين و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتی داشته است . نمونه ای از بيانات امام
( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکيم است ، به يکی از شاگردان واصحاب خود به
نام "مفضل بن عمر" فرمود که در کتابی به نام "توحيد مفضل " هم اکنون در دست
است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبيب هندی که موضوع کتاب "اهليلجه " است
نيز نکات حکمت آموز بسياری  دارد که گوشه ای از دريای بيکران علم امام صادق ( ع )
است . برای شناسايی استاد معمولا دو راه داريم ، يکی شناختن آثار و کلمات او ،
دوم شناختن شاگردان و تربيت شدگان مکتبش .
کلمات و آثار و احاديث زيادی از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتی 
قطره ای از دريا را نمي توانيم به دست دهيم مگر "نمی از يمي " .
اما شاگردان آن حضرت هم بيش از چهار هزار بوده اند ، يکی از آنها "جابر بن
حيان " است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشی مشغول بود
که به وسيله طرفداران بنی اميه به قتل رسيد . جابر بن حيان پس از قتل پدرش به
مدينه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع )
شاگردی کرد . جابر يکی  از افراد عجيب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است .
در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شيمی تأليفات زيادی دارد ، و در رساله های 
خود همه جا نقل مي کند که ( جعفر بن محمد ) به من چنين گفت يا تعليم داد يا
حديث کرد . از اکتشافات او اسيد ازتيک ( تيزآب ) و تيزاب سلطانی و الکل
است . وی چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران "رنسانس
اروپا" در حدود 300رساله از جابر به زبان آلمانی چاپ و ترجمه شده که در
کتابخانه های برلين و پاريس ضبط است .
حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئه های منصور عباسی در سال 148هجری مسموم و در
قبرستان بقيع در مدينه مدفون شد . عمر شريفش در اين هنگام 65سال بود . از جهت
اينکه عمر بيشتری نصيب ايشان شده است به "شيخ الائمه " موسوم است .
حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت .
پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسی کاظم
( ع ) منتقل گرديد .
ديگر از فرزندان آن حضرت اسمعيل است که بزرگترين فرزند امام بوده و پيش
از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنيا رفته است . طايفه اسماعيليه به امامت وی 
قائلند .


خلق و خوی حضرت صادق ( ع )
حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کليه صفات نيکو و سجايای 
اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای قلبی روشن به نور الهی و در
احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسيع و
نفوذ کلام و قدرت بيان بود . با کمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع
کارهای خود را شخصا انجام مي داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست
گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی  مي کرد و مي فرمود : اگر در اين حال پروردگار خود را
ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زيرا به کد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود
و خانواده ام را تأمين مي نمايم .
ابن خلکان مي نويسد : امام صادق ( ع ) يکی از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه
و از سادات اهل بيت رسالت است . از اين جهت به وی صادق مي گفتند که هر چه
مي گفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک
مي گويد : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسيد ،
امام صادق ( ع ) حالش تغيير کرد ، نزديک بود از مرکب بيفتد و هر چه مي خواست
لبيک بگويد ، صدا در گلويش گير مي کرد . به او گفتم : ای پسر پيغمبر ، ناچار
بايد بگويی لبيک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگويم لبيک ، مي ترسم
خداوند در جوابم بگويد : لا لبيک ولا سعديک .
 

منبع: سایت رسالت

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

 

مستی نه از پیاله نه از خـم شروع شـد 

از جاده سـه ‌شنبه شب قم شروع شد

آییـنـه خیره شـد بـه مـن و مـن به آینــه

  آنقدر «خیره» شد که تبسم شروع شد

خورشیـد ذره‌بیـن به تماشای مـن گرفت 

آنـگـاه آتـش از دل هیــزم شــروع شــد

وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت  

بـی‌تـابــی مـزارع گـنـدم شــروع شــد

مـوج عـذاب یـا شـب گــرداب ؟ هیـچ‌یـک  

دریـا دلـش گرفـت و تلاطم شروع شــد

از فال دست خـود چه بـگویـم کـه مـاجـرا 

از ربــنـــای رکــعــت دوم شــروع شــد

در سجـده توبـه کـردم و پایـان گـرفت کـار 

تـا گفتم السلام علیکم ... شروع شد

 

                                                                                  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

در ماه مبارک رمضان که بهار قرآن ، این کتاب رحمت و هدایت بشر است

از برکات این رحمت الهی بیشتر بهره ببریم .

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات

امام سجّاد علیه السّلام میفرماید :

هر کس هنگام افطاری و سحری خوردن ، سوره قدر را بخواند ، میان آن دو وقت چون کسی خواهد بود که

در راه خدا به خون خویش آغشته است .

وبلاگ "گل نرگس فدای رنگ و بویت"

روزه داران عاشق ! ملتمس دعای هنگام سحر و لحظه ی افطارتان هستم .

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما خوبان

حق یارتان

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام من به بقیع وبه چهار قبر غریبش

 

آنان که قلم بر دست می رقصانند و بر جریده ی عالم می نگارند,نوشته هایی را که شاید سال های متمادی با جان و روح و زندگی مردم در آمیزد و عنان احساساتشان را به دست گیرد,شاید در وصف یک زمین خاکی بمانند و زبانشان دچار زبونی گردد.

منظورم از این زمین خاکی قبرستانی است که با چشم جسم چند قبر خاکی بیش نیست . اما اگر با دیده ی دل و با چشم عاشق دلسوخته بنگریم بحر عمیق معرفت و معدن درهای ناب آل محمد (ص) است. آری منظور تپشگاه قلب عاشقان خاندان آل الله است. آری منظور بیت الاحزان جگر گوشه ی برترین خلائق است. آری منظور مکانی است که چشم ها نیاز به فشار ندارد و اگر دل و وجود انسان ها نور و معرفت الهی را درک کرده باشد, به جای اشک چشم ها خون فشان خواهد شد .

       آری اینجا زمینی است که کریم اهل بیت, زینت عبادت کنندگان ,شکافنده ی علوم الهی و موسس مذهب جعفری را در خود دارد .

پس بیا پای را از کالبد این جسم دنیایی به بیرون بنهیم و با پای دل در رکاب عشق و سوار بر بال ملائک با چشم خون فشان و دلی عاشق و قلبی شکسته با آب دیدگان و به جهت رضایت حضرت یزدان غسل زیارت نماییم و عازم قبرستان بقیع شویم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 

سلام به همه ی دوستان و عزیزانی که دلسوختگان را محفل گرد همایی دلسوختگان عالم میدانند و این وبلاگ مزین به قدومشان است. با یاری حضرت حق و با توجه به پشت سر گذاشتن کنکور سراسری دانشگاه ها و به جبران یک ماه غیبت تمام و چند ماهی کم کاری تصمیم به نوشتن سفرنامه ای از سفر زیارتی مدینه منوره و مکه مکرمه که در تابستان سال گذشته قسمتم شد گرفتم .

قسمت اول این سفر نامه که محتوای آن اولین روز زیارت بقیع است آمادهی تایپ و ان شا الله قرار دادن روی وبلاگ می باشد . امیدوارم از خواندن آن حال و هوای روحانیتان دو چندان شود .اگر در این مورد نظر یا راهنمایی برای بنده ی حقیر دارند با آغوش باز پذیرا هستم. منتظر سفرنامه ی شوق دیدار.لذت انتظار باشید. التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی  | 
منبع کد اهنگ مینوس

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس