|
شکرانه طاعت بخوان! به شکرانه توحید. بخوان! به شکرانه این عید! بخوان، به پاس سرافرازیات در بندگی و خاکساری حضرت حق (جلّ جلاله)، بخوان: اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبرِیآءِ وَ الْعَظَمَةِ، وَ اَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ،... الهی، ای عظمت بیپایان وَ ای دارنده هر دو جهان! ای ذات بیمثال سخاوت! ای کمال بیزوال قدرت! ای بخشندهترینی که معنای بخششی! و ای آمرزندهای که پدید آورنده تقوایی!أَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیدا؛ از تو میخواهیم به حق این روز مبارک، که برای دلهای مؤمن، عید قرار دادهای: درود و سپاسمان را نثارِ پیامبر عشق و رحمت، حضرت ختمی مرتبت، مُحمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم و اهل بیت طاهرینش علیهاالسلام نمایی!الهی! در این روز مبارک، از تو میخواهیم که ما را در سایه امنیت چترِ نورانیّت محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم قرار دهی. الهی! از تو میخواهیم که به پاداش طاعتمان، ما را از ترفندهای رنگارنگ اهریمن محفوظ بداری الهی! ما را عبادتی بیاموز که بتوانیم شُکر نعمتهایت را پاس بداریم. الهی! ما را در ادامه این راه خطیر، راهنما باش و از فریب اهریمن قسم خورده دورمان بدار! الهی! عبادت خاصّانت را به ما بیاموز؛ عبادتی که توأم با عشق توست، عشق! الهی! به پاداش عبادتمان، به پاس روزههایمان، ما را استقامت در راهی ببخش که راه انبیا و اولیای توست! ما را در راهی هدایت فرما که رضایت تو و پیامآور راستین تو در آن است. الهی! به بهروزی این عید که روز سرافرازی در امتحان تو بود، تواناییمان بخش، تا بار دیگر از عهده امتحان تو برآییم! الهی! به پاس یک ماه برخورداری از نعمتهای «ویژهات» که مخصوص «ماه مبارک رمضان» است، چشم ما را هرچه زودتر به نعمت نهایی حضرتت ـ ظهور حضرت موعود عجلاللهفرجه ـ روشن فرما! الهی! یک ماه با میزبانیِ ویژهات، امساک از گناه را به ما آموختی و نگاه ناسوتیمان را روشن از انوار لاهوتی خویش کردی؛ در حالی که کمتر قدر چنین نعمتی را میدانیم! ![]() رمضان سایه مهر از سرِ ما میگیرد بال رأفت که فرو داشت، فرا میگیرد چون نگیرد دلم از رفتن ماهِ شب قدر که خدا سایه مهر از سرِ ما میگیرد رمضان دار شفایی است که هر جان و دلی داروی دردی از این دار شفا میگیرد روزه با فطره، امان است و بَراتِ شب قدر هر که شد در دو جهان کامروا میگیرد ... و ما امروز، ماه مبارک رمضان را در حالی بدرقه میکنیم که لبهای خشکیده خود را با تسبیح نامت صفا دادهایم و با امیدی بیشتر، قدم در راه زندگی نهادهایم؛ امیدی که با پالودگی از گناه، چون بذری، در دل ریشه میکند و در هوای رسیدن به غایتِ مُراد خویش. الهی! ما را در ادامه این راه خطیر، راهنما باش و از فریب اهریمن قسم خورده دورمان بدار! الهی! چشممان را به جمال دلارای مهر موعود عجلاللهفرجه، در هم شکننده ظلمت و تاریکی، روشن کن، تا نماز عید را، با ایشان و در فضای عطرآگین ولایت، به جای آوریم! نمازی که آکنده از روح اجابت باشد؛ آکنده از قنوتهای سبز آرزومندی! الهی! هر روزمان را در سایه آقا امام زمان عجلاللهفرجه عید بگردان! عید!....
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
احساس انتظار! ![]() . . . ان الارض يرثها عبادى الصالحون (1) اين زمين را، بندگان صالح، به ميراث مىبرند ![]() ××× احساس انتظار، مثل احساس تشنگى است: احساس تشنگى، آدم را، به آب مىرساند، و احساس انتظار، انسان صاحب نظر آگاه دين باور حقيقت جوى را، به حجتبالغه الهى! . . . انسان اسلام، بزرگترين اصل اجتماعى و پاكترين نهاد سياسى دين را، اعتقاد و التزام به رهبرى «معصوم» مىداند . رهبر جامعه انسان، هيچ كس نمىتواند بود، مگر «پيامبر» يا «امام» كه به طور مستقيم از سوى خدا و يا به امر حق و به دست پيامبر، تعيين شده باشد . حقيقت دين، جز اين نيست و بلوغ انسانيت، جز از اين راه، مقدور نمىتواند شد . (2) شيعه، نيز - با التزام و پايدارى بر اين اصل خدايى - در هيچ لحظهاى از تاريخ، هيچ «ظالم» و «روند ظالمانهاى» را تاييد و تصديق نكرده، و بر سر اين كار، «جان» خويش را - در همواره همه جا - بلا گردان «ايمان» خويش ساخته است! . . . در آن حديث مشهور، هم، كه سخن از قيام حجتبالغه، به ميان مىآيد، تمامت ضربت تاكيد، بر سر «ستم ستيزى» است: يملاالله به الارض قسطا و عدلا، كما ملئت ظلما و جورا . خداوند، اين زمين را - به دست او - از عدل و داد، سرشار مىسازد، همانطور كه از ظلم و جور سرريز شده باشد! . . . تو گويى كه آنچه ديو آتشخواره «ظلم» ، بر سر آدميان خاك مىآورد، با هيچ داغ و زخم ديگرى، برابرى نتواند كرد، اصلا، همه دردهاى بشر كجا، و اين آتش جانسوز خانمان بر باد ده، كجا؟ ! (3) . . . و دواى اين همه درد: «عدالت» ! از نگاه «شيعه» ، عدالت، اصل دين است: نخستين پيشواى او، در محراب، به گناه عدالت، به قتل مىرسد! ! و آخرين پيشوايش، براى اين كه به داد عدالتبرسد قيام مىكند، و آخرين حلقه، از مجموعه حلقات مبارزات حق و باطل را - كه از آغاز جهان، بر پاى بوده است - به سامان مىبرد . همه حرف «انتظار» ، همين است: سفرى دور و دراز، براى رسيدن . با چشمان «آينده» ، تكليف «حال» را، روشن كردن . در آستانه سقوط و ابتذال، ، دست انسان را گرفتن، و او را، تا درگاه نگاه خدا، بالا كشيدن و بر تحقق آرمان والاى همه انبيا و اوليا و مردان رزم آور راه حق، نظر داشتن! . ودرآخرين رزم - پيروزمندانه - حيثيت عادلانه خاك را از نگاهبلند «بقيةالله» بهنظارهبرخاستن . . . و اين، حرف كمى نيست! . ×××
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 10:34 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
دیروز تهران و ایران و جهان مبهوت بینات رهبر دانا و خردمند انقلاب شد تا بار دیگر فرزندی از نسل محمد جهان را بلرزاند. من در اینباره حرفی نمی زنم قضاوت در مورد مطالب دیروز را به شما واگذار میکنم تا ببینم آیا باز هم بعضی ها می خواهند خود را به کور و کری بزنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 10:26 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
بسمه تعالی
روح ملکوتی اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آية الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة الله علیه » به ملکوت اعلی پیوست ، این مصیبت عظمی را به ولی الله الاعظم « عجل الله تعالی فرجه الشریف » و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم .
مراسم تشییع پیکر مقدس آن عبد صالح ، روز سه شنبه مورخ 29 / 2 / 88 ساعت 10 صبح از میدان جهاد واقع در خیابان باجک ( 19 دی ) به سوی حرم مطهر فاطمه معصومه « سلام الله علیها » و در میان سیل اشک و اندوه عاشقان و دلسوختگانش انجام شد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
بنام خدا زیارت ائمه(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم « عده خوب می شود. احتیاج به عمل ندارد »! ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.همه زیارتنامه ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند : « از بعضی گریه ها ناراحت هستم »!یکی از بزرگان میگوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می خوانند که گویی شاهنامه می خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. « در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: « کربلا بودم »این جمله دو معنی دارد: ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
پس از سید محمد حسین فضل الله ؛
نفي شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) توسط يک روحانی عراقی مقیم اردن !
"حسين المؤيد" روحانی عراقی كه حدود دو سال است در كشور اردن اقامت دارد، اخيرا با صدور فتوايي منكر شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در اثر شكسته شدن پهلو شد.
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از شيعه آنلاين، اين روحانی درباره فتواي خود گفت: بنده برخلاف سيد محمدحسين فضل الله كه داستان شكستن پهلوي حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را مورد شك و ترديد قرار داده بود و ميگفت، من اين حادثه را نه تصديق و نه تكذيب ميكنم، بايد بگويم بنده اين داستان را كاملاً رد ميكنم چون دلايل و قرائن منطقي نشان ميدهد كه اين حادثه درست نبوده و آنچه در تاريخ اسلامي و روايات ذكر شده نمايانگر اين است كه ايشان در اثر بيماري درگذشته است. اين روحانی عراقي در ادامه شيعيان كشورمان را مورد اهانت قرار داد و افزود: البته اين اقدام بنده خشم شيعيان صفوى وابسته به ايران را برانگيخه است، اما واكنش روحانيون شيعه با فرهنگ كه از علم و دانش خوبى برخوردار هستند، در مورد اين شيوه من نسبتا خوب است و به اين فتواها عمل مىكنند، تا جايي كه به دنبال صدور فتواى جديدم مبنى بر جايز نشمردن برگزارى مراسم عاشورا، برخى از آنها از رفتن به اين مراسم خوددارى كردند. گفتني است سيد محمدحسين فضل الله، چند سال پيش در فتوايي مشابه اعلام كرده بود كه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) در اثر شكسته شدن پهلو را نه تصديق ميكند و نه تكذيب !! لازم به ياد آوري است وي چند هفته پيش در اقدامي بيسابقه اعلام كرد كه حاضر است به سؤالات شرعي اهل سنت بر اساس مذهبشان پاسخ دهد و براي آنان فتوا صادر كند.
وي گفته بود: بنده خودم را يك مرجع تقليد شيعي نميدانم بلكه يك مرجع تقليد اسلامي هستم از همين رو حاضرم براي برادران اهل سنت نيز فتوا صادر كنم و به سؤالات شرعي آنان پاسخ دهم. با اين كار ميتوانيم به تقريب بين مذاهب اسلامي نيز كمك كنيم. بنده با اين كار قصد دارد فرهنگ را نيز اصلاح كنم.
این روحانی ساکن کشور اردن می افزاید: حتي زنان كه مراحل علوم ديني را ميگذرانند ميتوانند به درجه اجتهاد رسيده و فتوا صادر كنند.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
توحید در نگاه وهابیوناز دیدگاه محمد بن عبدالوهاب و پیروان او، توحید بر دو بخش است: توحید ربوبیّت و توحید الوهیّت. منظور اینان از توحید ربوبیّت؛ اعتقاد به یکتایی خداوند در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان است. و منظورشان از توحید الوهیّت، چیزی است که آن را توحید در عبادت خداوند معرفی مینمایند. از نگاه وهابیان، توحیدی که در برابر شرک قرار میگیرد ترکیبی از هر دو بخش است. بنابراین، امکان دارد کسی به یگانگی خداوند متعال در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان معتقد باشد، اما کاملاً «مشرک» باشد! بدین معنا که غیر خداوند یکتا را مورد «عبادت» قرار دهد. وهابیان از «عبادت»، تفسیر وسیعی ارائه میدهند و آن را شامل هرگونه تعظیم و تقدیس میپندارند. از این رو، معتقدند که مسلمانان با تقدیس برخی چیزها یا مکانها، و حتی تعظیم قبور پیامبر و ائمه، در واقع آنان را عبادت میکنند. از نگاه اینان هرگونه توسل به اولیاء و عرض حاجت در نزد قبور آنان از مصادیق کفر است! اینان عبادت را علاوه بر اسلام و ایمان و احسان؛ شامل دعا، بیم، امید، توکل، رغبت، هراس، خشوع، خشیت، انابه، کمک گرفتن، استعاذه، استغاثه، ذبح و نذر میدانند. طبیعی است که چنین تفسیر وسیع و بیپایهای از عبادت، بسیاری از یکتاپرستان و مسلمانان جهان را در جرگه مشرکان وارد میکند! و این تفکر خطرناکی است که متأسفانه وهابیان بیباکانه بدان پایبند هستند! وهابیان از «عبادت»، تفسیر وسیعی ارائه میدهند و آن را شامل هرگونه تعظیم و تقدیس میپندارند. از این رو، معتقدند که مسلمانان با تقدیس برخی چیزها یا مکانها، و حتی تعظیم قبور پیامبر و ائمه، در واقع آنان را عبادت میکنند. از نگاه اینان هرگونه توسل به اولیاء و عرض حاجت در نزد قبور آنان از مصادیق کفر است! دیدگاه محمد بن عبدالوهاب درباره توحید در یکی از رسائل او به نام «القواعد الأربعة» آمده است. او در این رساله مختصر، با استناد به ظواهر برخی آیات و روایات، برای توحید، چهار رکن ذکر نموده، که در واقع ارکان وهابیت است: 1- کافران زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) به این که خداوند خالق و مدبّر جهان است اقرار داشتند ولی این اقرار، باعث مسلمان شدن ایشان نمیشد. 2- کافران عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) میگفتند که برای نزدیک شدن به خداوند و طلب شفاعت، بتها را میخوانیم. 3- پیامبر(صلی الله علیه و آله) در میان کسانی ظهور فرمود که از حیث عبادت متفاوت بودند؛ برخی فرشتگان، برخی پیامبران و صالحان، بعضی درختان و سنگها، و عدهای خورشید و ماه را میپرستیدند، اما پیامبر با همه آنان جهاد فرمود و میان آنان فرقی نگذاشت. 4- مشرکان زمان ما از مشرکان زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) مشرکتراند! چرا که مشرکان زمان پیامبر تنها به هنگام آسایش شرک میورزیدند و به هنگام دشواری، مخلص میشدند، اما مشرکان زمان ما، هم به هنگام آسایش و هم به هنگام دشواری مشرکاند! (2) وی در رساله دیگرش به نام «کشف الشبهات» نیز بر این دیدگاه افراطی پای فشرده، و بیش از 24 بار مسلمانان غیر وهابی را مشرک، و بیش از 25 مرتبه آنان را کافر، بتپرست، مرتد، منافق و شیطان خوانده است! این دیدگاه عجیب تقریباً در همه منابع وهابی به چشم میخورد. از این رو، برخی چون سیّد محسن امین عاملی و سیّد مرتضی عسکری وهابیان را به «خوارج» تشبیه، و دیدگاههای اینان را به تفصیل با دیدگاههای آنان مقایسه و تطبیق دادهاند. جای شگفتی دارد که محمّد بن عبدالوهاب با وجود اهمیتی که برای مسأله توحید قائل بود؛ و مسلمانان، علی الخصوص شیعیان را مشرک مینامید! خدا را جسم میانگاشت، و باور داشت که نشستن خدا بر عرش و نزول او به آسمان دنیا و ثبوت دست و صورت و جهت برای او حقیقی است!جای شگفتی دارد که محمّد بن عبدالوهاب با وجود اهمیتی که برای مسأله توحید قائل بود؛ و مسلمانان، علی الخصوص شیعیان را مشرک مینامید! خدا را جسم میانگاشت، و باور داشت که نشستن خدا بر عرش و نزول او به آسمان دنیا و ثبوت دست و صورت و جهت برای او حقیقی است! اقسام توحید در تفکر شیعهتوحید مهمترین مسئله در ادیان الهی است و اساسیترین وظیفه پیامبران نیز اینست که انسانها را به سمت یکتاپرستی و توحید رهنمون باشند. توحید اقسام مختلفی دارد که در مورد هر یک توضیح اجمالی میدهیم. الف – توحید ذاتی: یعنی خدا یکی است و نظیر و مانند ندارد. یگانه است و به ذات او ترکیب راه ندارد. ب- توحید در صفات: خداوند دارای دوگونه صفات است؛ صفات ذات و صفات فعل. صفات ذات خدا، عین ذات اوست و دوگانگی بین او و صفات ذاتش وجود ندارد. مانند: علم و قدرت . و صفات فعل به کارهای خدا برمیگردد؛ مانند خالقیت، رازقیت و امثال آن. ج- توحید در خالقیت: به این معنا که آفریدگار و خالق هستی یکی است و جز او خالقی وجود ندارد و علل و اسبابی هم که در جهان تاثیر دارند از سوی خداست. د- توحید در تدبیر: یعنی کارگردان جهان خداست. اوست که انسان و جهان را آفرید و تدبیر و سرپرستی هستی را به عهده گرفت. اکثر مشرکان اعتراف داشتند که خالق اصلی خداوند است، ولیکن میگفتند خداوند وقتی موجودات را آفرید تدبیر آنها را به ملائکه، اجنه و ارواح واگذار کرد. پس آنها دنیا را اداره میکنند. توحید در تدبیر یعنی انسان تدبیر امور را نیز از خدا بداند. ه – توحید در عبادت: منظور از این نوع توحید آن است که عبادت و پرستش، منحصر خداوند است و بر این اصل همه مسلمانان اتفاق نظر دارند.(3) و – توحید در تقنین و تشریع: یعنی حکم و قانونگذاری را خاص خدا بدانیم مگر این که خداوند آن را به فردی واگذار کرده باشد. ز – توحید در ولایت و حاکمیت: یعنی سرپرستی و ولایت جامعه مخصوص خداوند است. ح – توحید در اطاعت: یعنی اطاعت مخصوص خداوند است و از هیچ انسانی اطاعت کردن جایز نیست، مگر این که خداوند به اطاعت کردن از او فرمان دهد، مانند رسول خدا و ائمه معصومین (علیهمالسلام) .(4)
وهابیت در قسم توحید در عبادت، به دیگر مسلمانان علی الخصوص شیعه، شبهه وارد کرده است که شیعیان، پیامبر و ائمه اطهار(علیهمالسلام) را میپرستند؛ در مقاله بعدی به این شبهه پاسخ میدهیم. پینوشتها: 1- ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام، دارالکتب العربی . 2- محمد بن عبدالوهاب، القواعد الأربعة، رئاسة ادارات البحوث العلمیة و الافتاء و الدعوة و الإرشاد بالمملکة العربیة السعودیة . 3- وهابیت، مبانی فکری و کارنامه عملی، جعفر سبحانی، ص 53. 4- تبیین باورهای شیعی، ج 1، سید حسن طاهری خرم آبادی، ص 42 .
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آيينه پاکي است. زهرا زلال کوثر است. اي هميشه جاري! اي بهار کوتاه! اي ترنم باران وحي! در شکوه مقام تو حيرانم که معنويت رشته هاي چادرت دست نياز مي آويزد و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه مي زند. برهوت اين دنياي خاکي شايان ميزباني چشمه سار هميشه جاري تو را نداشت. تو که در آيينه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غريبانه زيستي و در وداع شبانه ات با پهلويي شکسته، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتي پدر ترک گفتي...
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 4:1 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
سلام بر خاتم پیامبران حضرت محمد (ص) و فرزندان پاک و مطهرش. سلام بر شما همراهان و یاوران محفل ساده و بی ریای دلسوختگان آل الله. تا امروز مسیر دلسوختگان اثبات ولایت ائمه هدی و گرامیداشت یاد و راهشان بود. اما از امروز ودر زمستان سال نو آوری و شکوفایی بر آن شدم تا برائت ازدشمنان این خاندان پاک را به شکل واضح و آشکارا در محفل دلسوختگان نشان دهم. امیدوارم در راه شادی دل مادر بی مزارمان و سلطان عشقم مهدی موعود (عج) مقبول افتد.از شما دوست عزیز خواهشمندم به دقت مطالب را مرور کرده و این روایات معتبر را به هر شکل که برایتان مقدور است در اختیار دیگران قرار دهید. نظرات شما دلگرمی من برای ادامه ی راه است.
در روایتی ار حضرت رسول اکرم(ص) آمده که ایشان در جمع اصحاب خود فرمودند : هیچ کس طعم ایمان را نمی چشد گرچه نماز و روزه اش زیاد باشد تا اینکه در راه خدا دوستی کند و در راه خدا دشمنی نماید.راوی عرض کرد : ای رسول خدا چگونه بفهمم که من در راه خدا دوستی و دشمنی کرده ام. رسول خدا اشاره به آقا امیرالمومنین (ع) کرد و فرمود : دوست او دوست خداست و دشمن او ئشمن خداست . با دشمن او دشمن باش اگرچه پدر یا فرزندت باشد و دوست او را دوست داشته باش اگرچه قاتل پدر و فرزندت باشد. بحار الانوار 40/11 و41
امام صادق (ع) فرمودند: بیزاری از کسانی که برای آتش زدن در خانه حضرت زهرا (س) همت گماردند واجب است.امام صادق (ع) فرمودند: هر کس در کفر دشمنان ما اهل بیت و کسانی که به ما ظلم کرده اند شک کند کافر است.امام صادق (ع) فرمودند: ما طائفه ی بنی هاشم به کوچک و بزرگمان امر می کنیم که آن دو نفر ( اولی و دومی )را فحش و دشنام دهند و ازآنها بیزاری جویند .رجال کشی -صفحه 180
رسول خدا (ص) فرمودند : هر کس از لعن نمودن کسی که خدا او را لعنت نموده خودداری کند لعنت خدا بر او باد. بحارالانوار ج2-ص202
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
قاتل واقعی امام حسین علیه السلام
فَلْینْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ انسان باید به غذای خویش بنگرد! «عبس/24» راز قتل امام حسین علیه السلام در کریمه یاد شده نهفته است! خواهید پرسید چرا و چگونه؟ پاسخ را با یک سوال آغاز می کنیم: چرا خداوند متعال خطاب به ابنای بشر می فرماید: انسان باید به غذای خویش بنگرد؟ در این نگریستن چه رازی نهفته است که حضرت باری تعالی در خطابی امر گونه و به تعبیر اهل اجتهاد نزدیک به وجوب انسان را بدان فرا می خواند؟ ممکن است بگویید غایت خداوند در شریفه یاد شده این است که انسان را به تامل در نحوه پیدایش و چگونگی آفرینش غذا فرا خواند. ونیز ممکن است همچون اهل طب ظاهر آیه را گرفته بگویید: نگاه به غذا در حین تناول طعام، موجب ترشح غدّه های بزاقی در سطح دهان و معده شده در نتیجه انسان مبتلا به سوء هاضمه نمیشود چنانکه یافته ای پزشکی نیز موید این مدعاست. با نگاهی ژرفتر می توان باطن آیه را کاوید و گفت: طعام کنایه از دانش است و آدمی باید به دانش خود بنگرد و ببیند علمش را وامدار چه کسی است و از که می ستاند. همه آنچه گفته شد البته در جای خود درست است و قابل اعتنا؛ اما برداشت دیگری نیز وجود دارد که به جهاتی اندکی درستتر می نماید.آن برداشت سوم این است که انسان آنگاه که بر سفره طعام می نشیند می بایست کمی اندیشه کند و بنگرد این غذایی که بر سر سفره گذاشته اند آیا حلال است یا حرام؟
اکنون به پاسخ سوال ابتدایی خود تا حد زیادی نزدیک شدیم. با نگاهی به خطبه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، به خود حق می دهیم که بگوییم: غذای حرام و حتی شبهه ناک بود که امام حسین علیه السلام را کشت. آری! این ادعا به هیچ روی گزاف نیست چه آنکه در روز عاشورا پس از آن که هر دو سپاه آماده پیکار شدند عمر سعد دستور داد تا لشکریانش پرچمهای خود را برافرازند و بر طبل جنگ بکوبند. سید الشهدا با دیدن این صحنه از خیمه گاه بیرون آمد و در برابر صفوف دشمن ایستاد؛ آنگاه به قصد موعظه از ایشان خواست تا سکوت اختیار کنند و به سخنان وی گوش فرا دهند؛ ولی آنها با همهمه و هلهله نگذاشتند که صدای امام به لشکریان برسد. حضرت ناگزیر خطاب به ایشان فرمود : "ویلکم ما علیکم أن تنصتوا إلی فتسمعوا قولی...؛ وای بر شما! چرا گوش فرا نمی دهید تا سخنم را بشنوید که هر کس از من پیروی کند نیکبخت است و هر کس راه عصیان پوید بی شک در جرگه هلاک شدگان فرو خواهد افتاد. و شما که به گفتارم گوش فرا نمی دهید البته عصیانگری بیش نیستید. در اثر هدایای حرامی که دریافته اید و در نتیجه غذاهای حرام و لقمه های غیرمشروعی که شکم های خود را از آن انباشته اید، اینگونه خداوند بر دل های شما مهر زده است. وای بر شما! ...
آری! اگر نبود "ملئت بطونهم من الحرام" چه کسی این گستاخی را داشت که جگر گوشه پیامبر(ص) را سر بریده آنگاه بر فراز نیزه ها در هر کوی برزن بچرخاند و پیوسته هتک حرمت کند؟! دین و اندیشه ابوالقاسم شکوری
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 6:17 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
سلام به همه ی دوستان و همراهان احمد باقری قوام آبادی و مهمانان محفل با صفای دلسوختگان حریم الهی. فرا رسیدن میلاد بانوی کرامت حضرت معصومه (س) خورشید بلند آسمان قم را به تک تک مهمانان و همراهان دلسوختگان تبریک و شاد باش عرض می نمایم.خبری خوشی که به یمن میلاد بانو از آن مطلع شدم این است که وبلاگ دلسوختگان به دلیل داشتن همراهان با صفایی چون شما در جشنواره ی پرسش مهر امسال به عنوان برگزیده ی کشوری انتخاب گردید. از همه شما عزیزان که نظرات زیبا و سازندیتان یاری دهنده ی دلسوختگان ومن حقیر بود تشکر می نمایم. توفیق روز افزون شما و دلسوختگان را از در گاه ائمه هدی خواستارم . ارادتمند دلسوختگان آل الله احمد باقری قوام آبادی
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
بانوى كرامتكوير براى حضورت نورانى مى شود وپنجره هابه شوق رويت، نيمه شبى رابه سوى خورشيد باز نمى شوند . كوچه پس كوچه هاى قم به يمن حضورت نورانى مى شوند و سروهاى آزاد به احترامت قيام مى كنند.آرام آرام، بر پهنه كوير حضور پرولايت شكوفه مى دهد ; غربت به يمن غريب معنامى يابد.دلم مى خواهد برايتان از بانويى سخن بگويم كه خيال سبزتان نيمه شبى بر اقامه سبزش سلام مى دهدو در آينه حرمش چهره آرايد.برايتان از بانويى سخن مى گويم كه همانند زينب (س) كه براى قيام قربانى داد و خورشيد عاشورا را با صبرش تعريف كرد، او هم با قدمهاى پرحياتش، به سرزمين كويرى قم حيات بخشيد ودر رگ ايرانيان خون حمايت از ولايت را جارى ساخت.برايتان از بانويى سخن مى گويم كه به يمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى .برايتان از بانويى سخن مى گويم كه بارگاه زيبايش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بيتوته مى كنند. به نيابت از شيعه در نيمه شب هاى كويرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سايند و براى ظهور گل نرگس دعا مى كنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.معصومه …معصومه تفسير معصوميت است كه روزگارى در مدينه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت .معصومه نگاه سبزى است كه از معصوميت سرچشمه مى گيرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسيدن .معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زينب هم سفرشدن .معصومه فلسفه شيدايى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگين ايران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد .معصومه ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است .معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهايى است، معصومه فانى فى الله است.
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 6:44 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
بسمه تعالی سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد
امام صادق ( ع )
حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کليه صفات نيکو و سجايای اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نيازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسيع و نفوذ کلام و قدرت بيان بود . با کمال تواضع و در عين حال با نهايت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام مي داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بيل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی مي کرد و مي فرمود : اگر در اين حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زيرا به کد يمين و عرق جبين آذوقه و معيشت خود و خانواده ام را تأمين مي نمايم . ابن خلکان مي نويسد : امام صادق ( ع ) يکی از ائمه دوازده گانه مذهب اماميه و از سادات اهل بيت رسالت است . از اين جهت به وی صادق مي گفتند که هر چه مي گفت راست و درست بود و فضيلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک مي گويد : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسيد ، امام صادق ( ع ) حالش تغيير کرد ، نزديک بود از مرکب بيفتد و هر چه مي خواست لبيک بگويد ، صدا در گلويش گير مي کرد . به او گفتم : ای پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويی لبيک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگويم لبيک ، مي ترسم خداوند در جوابم بگويد : لا لبيک ولا سعديک . منبع: سایت رسالت
+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
در ماه مبارک رمضان که بهار قرآن ، این کتاب رحمت و هدایت بشر است از برکات این رحمت الهی بیشتر بهره ببریم . امام سجّاد علیه السّلام میفرماید : هر کس هنگام افطاری و سحری خوردن ، سوره قدر را بخواند ، میان آن دو وقت چون کسی خواهد بود که در راه خدا به خون خویش آغشته است . روزه داران عاشق ! ملتمس دعای هنگام سحر و لحظه ی افطارتان هستم . با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما خوبان حق یارتان
+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام من به بقیع وبه چهار قبر غریبش آنان که قلم بر دست می رقصانند و بر جریده ی عالم می نگارند,نوشته هایی را که شاید سال های متمادی با جان و روح و زندگی مردم در آمیزد و عنان احساساتشان را به دست گیرد,شاید در وصف یک زمین خاکی بمانند و زبانشان دچار زبونی گردد. منظورم از این زمین خاکی قبرستانی است که با چشم جسم چند قبر خاکی بیش نیست . اما اگر با دیده ی دل و با چشم عاشق دلسوخته بنگریم بحر عمیق معرفت و معدن درهای ناب آل محمد (ص) است. آری منظور تپشگاه قلب عاشقان خاندان آل الله است. آری منظور بیت الاحزان جگر گوشه ی برترین خلائق است. آری منظور مکانی است که چشم ها نیاز به فشار ندارد و اگر دل و وجود انسان ها نور و معرفت الهی را درک کرده باشد, به جای اشک چشم ها خون فشان خواهد شد . آری اینجا زمینی است که کریم اهل بیت, زینت عبادت کنندگان ,شکافنده ی علوم الهی و موسس مذهب جعفری را در خود دارد . پس بیا پای را از کالبد این جسم دنیایی به بیرون بنهیم و با پای دل در رکاب عشق و سوار بر بال ملائک با چشم خون فشان و دلی عاشق و قلبی شکسته با آب دیدگان و به جهت رضایت حضرت یزدان غسل زیارت نماییم و عازم قبرستان بقیع شویم. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
سلام به همه ی دوستان و عزیزانی که دلسوختگان را محفل گرد همایی دلسوختگان عالم میدانند و این وبلاگ مزین به قدومشان است. با یاری حضرت حق و با توجه به پشت سر گذاشتن کنکور سراسری دانشگاه ها و به جبران یک ماه غیبت تمام و چند ماهی کم کاری تصمیم به نوشتن سفرنامه ای از سفر زیارتی مدینه منوره و مکه مکرمه که در تابستان سال گذشته قسمتم شد گرفتم . قسمت اول این سفر نامه که محتوای آن اولین روز زیارت بقیع است آمادهی تایپ و ان شا الله قرار دادن روی وبلاگ می باشد . امیدوارم از خواندن آن حال و هوای روحانیتان دو چندان شود .اگر در این مورد نظر یا راهنمایی برای بنده ی حقیر دارند با آغوش باز پذیرا هستم. منتظر سفرنامه ی شوق دیدار.لذت انتظار باشید. التماس دعا
+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط احمد باقری قوام آبادی
|
|
|